محققان از روانشناسی مثبت انتقاد می کنند: شاد بودن همیشه خوب نیست

علم روانپزشکی که از روش های پزشکی و بیولوژیکی برای درمان اختلالات روانی استفاده می کند، در طول زمان تا حد زیادی از روان درمانی پیشی گرفته است. متخصصان در زمینه روان درمانی از روش های غیر زیستی مانند گفتگو و مشاوره برای درمان اختلالات روانی استفاده می کنند. با پیشرفت علم روانپزشکی، متخصصان این رشته به دنبال چالش های جدیدی هستند.

یکی از رویکردهای رایج، تمرکز بر افزایش احساس شادی در میان افرادی است که از نظر روانی سالم هستند، به جای کاهش درد و آسیب های روانی افراد مبتلا به اختلالات روانی. کارشناسان این روش را روانشناسی مثبت می نامند.

حوزه روانشناسی مثبت گرا به تازگی گسترش یافته است و شامل روانشناسان، مددکاران اجتماعی، مربیان توسعه شخصی و درمانگران متمرکز بر سن می شود. با این حال، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد رویکرد روانشناسی مثبت گرا نیز اثرات منفی دارد.

روانشناسان مثبت اندیش همیشه به افراد توصیه می کنند از هر روز لذت ببرند و در لحظه زندگی کنند. این به ما کمک می کند مثبت تر باشیم و از سه حالت احساسی پشیمانی، خشم و اضطراب دوری کنیم. روانشناسان مثبت گرا عموماً می گویند از تمرکز بیش از حد بر پشیمانی و عصبانیت در مورد گذشته یا نگرانی در مورد آینده خودداری کنید.

پیروی از این توصیه ها در نگاه اول آسان به نظر می رسد. اما ویژگی های روانی انسان در طول زمان برای زندگی در گذشته و آینده تکامل یافته است. گونه های دیگر غرایز و واکنش های غیرارادی دارند که به زنده ماندن آنها کمک می کند، اما بقای انسان تا حد زیادی به یادگیری و برنامه ریزی بستگی دارد. بدون زندگی در گذشته نمی توانید چیزی یاد بگیرید و تا زمانی که به آینده فکر نکنید نمی توانید برنامه ریزی کنید.

به عنوان مثال، احساس پشیمانی که می تواند با بازگرداندن ما به گذشته باعث ناراحتی و رنج شود، مکانیسم ذهنی لازم برای درس گرفتن از اشتباهات و عدم تکرار آنهاست. نگرانی در مورد آینده نیز به همین شکل ضروری به نظر می رسد، زیرا اگر با نگرانی به آینده فکر کنیم، انگیزه خود را برای انجام کاری که امروز تا حدودی ناخوشایند به نظر می رسد، اما ممکن است در آینده برای ما مفید باشد، افزایش می دهیم. اگر نگران آینده نبودیم، شاید برای درس خواندن و تلاش برای گرفتن مدرک و بی توجهی به سلامتی خود زحمت نمی دادیم.

  نوکیا G300 ، ارزان ترین گوشی هوشمند 5G نوکیا ، با قیمت 200 دلار معرفی شد

خشم نیز مانند پشیمانی و اضطراب، هیجانی ابزاری محسوب می شود و محققان بارها در مقالات علمی مختلف به این موضوع اشاره کرده اند. خشم ما را از سوء استفاده دیگران محافظت می کند و اطرافیان ما را تشویق می کند که به منافع ما احترام بگذارند. حتی مطالعات نشان می دهد که درجاتی از عصبانیت در مذاکرات می تواند مفید باشد و به نتایج بهتری منجر شود.

نکته مهم دیگر این است که مطالعات نشان می‌دهد که خلق و خوی منفی به طور کلی می‌تواند بسیار مفید باشد، و باعث می‌شود ما کمتر ساده لوح و دیرتر باور کنیم. مطالعات تخمین می‌زنند که بیش از ۸۰ درصد از مردم کشورهای غربی سوگیری خوش‌بینانه دارند، به عبارت دیگر، این افراد بیشتر از تجربیات مثبت خود یاد می‌گیرند تا از تجربیات منفی‌شان. این می تواند منجر به تصمیم گیری هایی شود که به خوبی فکر نشده اند، مانند قرار دادن تمام سرمایه خود در پروژه ای که شانس کمی برای موفقیت دارد. در نتیجه با توجه به این مطالعات آیا بهتر از قبل باید خوشبین باشیم؟

کارشناسان می گویند تعصب خوش بینی با اعتماد به نفس کاذب مرتبط است. فردی که اعتماد به نفس کاذب دارد، معتقد است که عموماً در بسیاری از زمینه ها (از رانندگی گرفته تا دستور زبان) بهتر از دیگران است. اعتماد به نفس کاذب در ارتباطات عاطفی (جایی که کمی شوخ طبعی می تواند راه زیادی را برای شما ایجاد کند) به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است. اعتماد به نفس کاذب همچنین می تواند باعث شود که به درستی برای کارهای دشوار آماده نشویم و در صورت شکست دیگران را مقصر بدانیم.

  هواوی بیش از 80 میلیون دستگاه پوشیدنی در سراسر جهان فروخته است

از سوی دیگر مقوله ای به نام بدبینی محافظه کار تعریف شده است. بدبینی تدافعی به ویژه می تواند به افراد مضطرب کمک کند تا انتظارات خود را به جای هراس، پایین نگه دارند. این باعث می شود آرام بمانید و بر موانع غلبه کنید.

منافع سرمایه داری

با وجود این واقعیت ها، روانشناسی مثبت گرا توانسته است بر سیاست گذاری در سطوح ملی و بین المللی تأثیر بگذارد. یکی از تأثیرات روانشناسی پوزیتیویستی برانگیختن بحثی در میان اقتصاددانان بود که بر این موضوع تمرکز می کردند که آیا رفاه یک کشور باید صرفاً بر اساس رشد و تولید ناخالص ملی بررسی شود یا اینکه رویکرد کلی تری باید اتخاذ شود.

این امر منجر به این فرضیه اشتباه شده است که شادی افراد را می توان با پرسیدن اینکه آیا آنها خوشحال هستند یا خیر سنجید. شاخص شادی سازمان ملل که کشورها را بر اساس میزان شادی آنها رتبه بندی می کند، بر این اساس است.

مقالات مرتبط:

پرسشنامه های مبتنی بر شادی به دنبال یافتن این موضوع هستند که آیا افراد خوشحال هستند یا خیر، اما کارشناسان می گویند این رویکرد به اندازه کافی دقیق نیست. این پرسشنامه ها به جای اندازه گیری شادی افراد، بر تمایل افراد برای اعتراف به سختی زندگی (یا تمایل آنها برای لاف زدن) تمرکز می کنند.

تمرکز بیش از حد روانشناسی مثبت بر شادی افراد و ادعای آن مبنی بر اینکه ما بر شادی خود کنترل کامل داریم از جهات دیگری نیز مضر است. ادگار کاباناس در کتاب جدیدی به نام Happycracy، او استدلال می‌کند که سازمان‌ها و سیاستمداران از این ادعا سوء استفاده می‌کنند تا تقصیر همه چیز (از نارضایتی خفیف از زندگی گرفته تا افسردگی بالینی) را از روی دوش سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی و خود مردمی که رنج می‌برند، بیاندازند. به عنوان مقصر اصلی ظاهر شوند.

  آیا عمر باتری Xiaomi 12S Ultra می تواند با iPhone 13 Pro Max رقابت کند؟

اگر کنترل کاملی بر احساس شادی خود داشته باشیم، چگونه می‌توانیم بیکاری، نابرابری یا فقر را دلیل اصلی ناراحتی بدانیم؟ حقیقت این است که ما کنترل کاملی بر شادی خود نداریم و گاهی ساختار اجتماعی در کشورها می تواند عامل بدبختی، فقر، استرس و بی عدالتی باشد. این عوامل احساسات روزانه ما را شکل می دهند. ساده لوحانه به نظر می رسد که باور کنید می توانید با تمرکز بر احساسات مثبت در هنگام مواجهه با مشکلات مالی یا سایر مشکلات، وضعیت روانی خود را بهبود بخشید.

ایال زمستاناستاد اقتصاد رفتاری-صنعتی دانشگاه لنکستر می گوید: روانشناسی مثبت از توطئه شرکت های سرمایه داری دور است، اما معتقد است که ما انسان ها برخلاف ادعای روانشناسان مثبت گرا کنترل کاملی بر احساس شادی خود نداریم، بلکه تلاش می کنیم. کنترل کامل بر شادی می تواند به جای شاد کردن مردم، نتیجه معکوس داشته باشد.

اینکه به کسی بگوییم خوشحال باش، تفاوت چندانی با گفتن این که به یک فیل صورتی فکر نکن، ندارد. در هر دو مورد، ذهن دقیقا برعکس عمل می کند. در مثال اول، عدم دستیابی به هدف اولیه (یعنی شاد بودن) باعث افزایش ناامیدی و سرزنش خود می شود.

و در نهایت به سوال طلایی می رسیم. آیا واقعا شاد بودن مهمترین هدف زندگی است؟ آیا شادی پایدار است و می تواند در طول زمان دوام بیاورد؟ این سوالات بیش از صد سال پیش توسط رالف والدو امرسونفیلسوف و نویسنده آمریکایی پاسخ داده شد: هدف از زندگی شاد بودن نیست. هدف این است که مفید، مؤدب و مراقب باشید. هدف این است که تغییری ایجاد کنیم که نشان دهد خوب زندگی کرده‌ایم.”

دیدگاهتان را بنویسید